عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

186

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

پاره‌اى انگبين هم دارند . و قلعهء رعيتى مخروبه آن در دامنهء كوهى واقع و معادل يكصد و پنجاه خانهء خشت و گل و كتوك و هزار نفر مخلوق دارد . و در اين كوه هم همه‌قسم شكار و كبك و تيهو و پلنگ و شوشه پيدا مىشود . شوشه حيوانى است به قدر گربه و بچهء توله و در شكار كردن خيلى جلد و تند و شكلا هم شبيه به توله است ولى جثّة كوچكتر [ ست ] و زبان آن به نهايت خشن است و همين‌كه يكى از آنها فرياد كند به زودى جمعيتى گرد آن جمع شده در دفع مضرّت از خود نهايت اتفاق را به‌عمل مىآورند . در اطراف دمّن مزارع مختصر بسيار [ ست ] و غالبا ماليات هم مىدهند و پاره‌اى به‌واسطهء عدم استعداد و بىقابليتى ملك و بىپائى صاحبانش مالياتى بر آنها بسته نشده . هواى اين نقطه به‌واسطهء جزئى ارتفاعى كه زمينش نسبت به فهرج دارد و دامن كوه هم واقع شده دو سه درجه بهتر [ ست ] ، يعنى فهرج از اينجا گرمتر است . ماليات اهالى اينجا سه يك جنس است . از دمّن كه بگذرى يك خط شرقى است كه به ايرندجان و از آنجا به سرحدّ خاش مىرود . تيك‌آب 301 خط ديگر به ما بين شرق و شمال سير مىكند و به كاروان‌در مىرسد و همين‌كه پنج فرسنگ بگذرى ميان منزلى است كه ابتداى زه رودخانهء دمّن آن نقطه است و آنجا را تيك‌آب مىگويند و بلوچها « تيك » را اول مىنامند و وجه تسميهء آن واضح [ است ] . و در اين [ 208 ] نقطه هروقت سيل بيايد يكى دو روز راه عبور بسته مىشود و تمام اين پنج فرسخ در رودخانه و تا يك فرسنگ بالاى دمّن جسته‌جسته نخل خرما هم هست . و مزارعات اربابى در اين حول‌وحوش بسيار و تا تيك‌آب تمامش در سنگلاخ و رو به فرازست و جنگل ، و اين جنگل و اطراف مركّب است از گز و كهور و كنار و در يمين و يسار بسيار ، و كبك و تيهو و درّاج و شكار بىشمار است . و از آنجا قريب دو فرسخ گذشته تمام را در رودخانهء مزبوره سير مىكند و اندك زه و چشمه‌سار هم هست . و سه فرسنگ ديگر در تل و ماهور زياد سير مىكند و نه گردنه پيموده يك فرسخ باز در تل و ماهور گذشته به كاروان‌در مىرسد و از تيك‌آب تا اين نقطه پنج فرسخ است .